مارسلینو که در نوزادی روی پلههای یک صومعه رها شده بود، توسط راهبان بزرگ شد. از او به خوبی مراقبت میشد اما او تنها بود و دلش برای داشتن مادر تنگ شده بود. یک روز او در اتاق زیرشیروانی ممنوعه، دوست خاصی را پیدا کرد که روی صلیب آویزان بود؛ دوستی که مهربانی مارسل…